کار گروهی جوانان و نوجوانان استان زنجان در سال پیامبر اعظم(ص)

فشار قبر
آمده بودند، از صحابه و همگی منتظر تا حضرت رسول بیاید که آمد. سلام یا رسول ا...! سلام بر شما. راهی شدند و از کوچه ها گذشتند تا به خانه ی «سعد بن معاذ» رسیدند. شیون بر پا و ماتم بر خانه سایه افکنده بود. یا ا...! صدای رسول خدا طنین افکند و شیون ها فرو خفت، دیگر کسی با صدای بلند نمی گریست. حضرت وارد شد و جسد سعد را در حالی که در سکوتی ابدی فرو رفته بود دید. چهره ی سعد، حضرت را به روز نبرد خندق برد و آن جا که یهودیان به حکمت سعد گردن نهادند. حضرت به یارانش نظر کرد و گفت: «چرا ایستاده اید، او را غسل دهید!» یاران رسول خدا آستین ها را بالا زده، مشغول شدند و سعد را غسل کرده، کفن پوشاندند. جنازه را برداشتند و از خانه خارج شدند. جمعیت بسیاری در کوچه منتظر بود که به دنبال جنازه راهی شدند. حضرت رسول، بدون پاپوش و عبا، جنازه را همراهی می کرد و گاه به اطراف آن گردش می نمود. رسیدند به قبرستان قبل از همه، رسول خدا وارد قبر شد و سعد را آرام و با احتیاط به حضرت دادند تا در قبر جای دهد و داد، سنگ ها را چیدند و بین آن ها را پر کردند تا در بدنش سنگ و خاک فرو نریزد. یکی از صحابه رو به حضرت گفت: ای رسول خدا، بدن سعد به مرور ایام متلاشی می شود. دیگر این گونه به خودتان زحمت ندهید. من نیز می دانم که بدن سعد متلاشی می شود. ولی خدا دوست می دارد هر کس کاری که می کند، نیکو و محکم انجام دهد. یکی دیگر از صحابه که متعجب حضرت را می نگریست، پیش رفت و پرسید: «جانم به فدایت! در راه شما را دیدم که بدون پاپوش و ردا آمدید؟ حضرت لبخندی زد و به مرد گفت: «دیدم ملائک بدون پاپوش و ردا در تشییع سعد حاضر شده اند ... به آن ها تأسی کردم ... در سمت راست من جبرئیل بود و دست او در دست من» با کمک انصار و مهاجرین، بر سنگ ها خاک ریخته و نماز خوانده شد. مادر سعد پیش آمده، خود را بر قبر فرزند افکند. ای سعد یار محبوب رسول خدا! گوارا باد بر تو بهشت، چه خوش سعادت بودی که به دست رسول خدا دفن شدی و آن حضرت و یارانش بر تو نماز خواندند. سخنان مادر سعد تمام نشده بود که حضرت رو به او فرمود: «ای مادر سعد! خاموش باش و برای خدا تکلیف تعیین مکن، به درستی که سعد را در قبر فشاری سخت رسید چرا که با خانواده ی خود کج خلق بود. یاران حضرت که این سخن را شنیده بودند جملگی غرق تعجب گردیده، با شگفتی به حضرت خیره شدند. حضرت که در خلوت نگاه های آن، شگفت زدگی را می دید، رو به آنان نمود و فرمود: «فشار قبر و برخی عذاب های برزخ، آثار وضعی گناهان دنیوی است و ربطی به کفر و ایمان ندارد. پس بکوشید در دنیا خوش اخلاق باشید و خوش برخورد.»
سید جمال حیدری
تربیت فرزند
امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) آورده اند: خداوند رحمت کند کسی را که فرزندش را در نیکی و نیکوکاری کمک کند، شخصی پرسید چگونه می توان فرزند را در نیکو کاریش کمک کرد؟ پیامبر (ص) فرمودند: آن چه که فرزند را به گناه طغیان وادرا نکند؛ به کودک دروغ نگوید و از کارهای احمقانه در نزد او دوری کند.
داستان های صاحبدلان، جلد 2
هدایت به راه راست
چه بسیار گام ها یی که لحظه لحظه همراه با زمان برداشته و رو به بیراهه نهاده ام. چه بسیار جادهّ های خطا که پیموده ام و چه بسیار کج راهه ها که پشت سر گذاشته ام. مرور لحظه های از دست رفته، سخت شرمسارم می دارد و از حسرت لبریزم می کند. اینک، ای مهربان، ای بخشنده، ای بزرگ! تو دستم بگیر تا خطا نروم. تو هدایتم کن تا به بیراهه پا مگذارم. تو به راه راست هدایتم فرما و یاریم برسان تا در راهی که تو می نمایی، قدم نهم و از آن سرمپیچم؛ که جز به نور هدایت تو و یاری و مددت، به رستگاری، راه نخواهم یافت.
پارسایی پیامبر
پیامبر (ص) دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد. آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرفی فرمود. و می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر (ص) از جان و دل به دنیا پشت کرد و یاد آن را در دلش می میراند.
دوست می داشت که زینت های دنیا از چشم او دور نگهداشته شود. تا از آن لباس فاخری تهیه نسازد یا اقامت در آن را آرزو نکند و برای تبلیغ احکامی که قطع کننده ی عذرهاست تلاش کرد. و امت اسلامی را با هشدارهای لازم نصیحت کرد و با بشارت های مردم را به سوی بهشت فراخواند و از آتش جهنم پرهیز داد.
نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی
پیامبر اکرم (ص) از نگاه شهید مطهری (ره)
شهید مطهری (ره) در زمینه برخورد و معاشرت پیامبر اسلام می نویسد: «ایشان در معاشرت با مردم، مهربان و گشاده رو بود. در سلام به همه حتی کودکان و بردگان پیشی می گرفت. پای خود را جلو هیچ کس دراز نمی کرد و در حضور کسی تکیه نمی نمود. غالباً دو زانو می نشست. اگر سه روز یکی از اصحاب را نمی دید، سراغش را می گرفت؛ اگر مریض بود، عیادت می کرد و اگر گرفتاری داشت، کمکش می نمود. در مجالس، تنها به یک فرد، نگاه نمی کرد و یک فرد را طرف خطاب قرار نمی داد، بلکه نگاه های خود را در میان جمع تقسیم می کرد.
آن شهید بزرگوار درباره نظافت حضرت محمد (ص) می فرماید: «ایشان به نظافت و بوی خوش، علاقه شدید داشت؛ هم خودش رعایت می کرد و هم به دیگران دستور می داد. به یاران و پیروان خود تأکید می نمود که بدن و خانه خویش را پاکیزه و خوشبو نگه دارند، به خصوص روزهای جمعه وادارشان می کرد غسل کنند و خود را معطر کنند، آن گاه در نماز جمعه حضور یابند.
جهان بینی اسلامی، مرتضی مطهری
زنان و دختران از دیدگاه پیامبر (ص)
پیامبر اکرم (ص) می فرماید: خانه ای که دختران در آن باشند هر روز از 12 برکت و رحمت از آسمان بر آن نازل می شود و رفت و آمد فرشتگان از آن خانه قطع نمی شود و برای پدرشان در هر شبانه روز عبادت یک سال را می نویسند.
هدایا را در میان فرزندان به عدالت تقسیم کنید اگر می خواستم فضیلتی رادر نظر بگیرم زنان و دختران را مقدم می شمردم.
کسی که عهده دار مخارج و سرپرستی 3 دختر و یا 3 خواهر باشد و صبر کند تا ازدواج کنند یا بمیرند و بدن های آن ها را به خاک بسپرد من و او در بهشت مانند این دو( و به انگشت سبابه و وسطی اشاره نمود) با هم خواهیم بود. از آن حضرت پرسیدم: اگر آن دو نفر از افراد مذکور سرپرستی شوند باز هم پاداش دارد. فرمود: بله، باز پرسیدند: آیا سرپرستی یک دختر هم چنین است، فرمود: بله.
خنده ی پیامبر
انس بن مالک می گوید: من در حضور پیامبر اکرم (ص) بودم که یک نفر بیابان نشین آمد و عبای آن حضرت را گرفت و محکم کشید، به طوری که حاشیه ی آن عبا، گردن آن حضرت را خراشید. مرد عرب با گستاخی گفت: ای محمد! از مال خدا که در نزد تو است، بر این شترم بار کن تا ببرم؛ چرا که این اموال نه مال توست نه مال پدرت. پیامبر اکرم اندکی سکوت کرد و سپس فرمود: مال، مال خداست و من بنده ی خدا هستم.
آن گاه فرمود: ای اعرابی! آسیبی که به من رساندی، به تو برسانم؟ مرد گفت: نه، زیرا تو، بدی را با بدی جواب نمی دهی. پیامبر (ص) از سخن او خندیدند و سپس دستور داد بر یکی از شتران او جو و بر دیگری خرما بار کردند و به او دادند.
سیمای پر فروغ محمد (ص)